خرید بک لینک

به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، علی زارع گلمغانی بازنشسته نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است که در سال 1349 به استخدام این نیرو درآمده و 1375 با درجهی ستوان دوم از پایگاه دوم شکاری تبریز به بازنشستگی نائل آمده است.

زارع گلمغانی یک هزار و سی و پنج روز در مناطق جنگی در دوران دفاع مقدس حضور داشته و با صدامیان جنگیده است

هجده روز از دهمین سالگرد شهادت فرزندش میگذشت، خیلی سخت پذیرفت همصحبت شویم، آفتاب غروب کرده بود و صدای اذان از گلدستههای مسجد معجز بیرون میپرید در مقابل وضو خانه گپ کوتاهی زدیم، اصرار میکرد که بهتر است با افسران و درجهداران باتجربهتر و پیشکسوتتر که در زمان جنگ فرماندهی گروهان یا گردانی را برعهده داشتهاند، صحبت کنیم.

قطرههای باران خود را محکم به شیشههای مسجد میکوبیدند و به نمازگزاران سلام میدادند، اصرارهایش موجب شد تا سکوت کنم. اندکی گذشت، نگاهش را به آن سوی پنجره دوخت و گفت: «انشاءالله بعد از نماز...» رفت و در صف اول ایستاد.

به بهانه روز ارتش با گفتوگویی را با وی انجام دادهایم که در ذیل مشاهده میکنید:

*لطفا از اولین روزهای استخدامتان در نیروی هوایی صحبت کنید؟

در سال 1349 وارد نیروی هوایی شده و دورهی آموزشی و تخصصی را در فرماندهی آموزشهای هوایی تهران به پایان رساندم در خاطرم است که این آموزشها با ماه مبارک رمضان مصادف بود و با توجه به اینکه حدود هشتاد درصد از جوانانی که از تبریز به این پایگاه اعزام شده بودند، آذری بودند، بنابراین نسبت به انجام شرع اسلام و فرایض دینی مقید بودیم و اعتقادات و تعصب خاصی به این امور داشتیم. ناگفته نماند که اکثر هم دورههای ما در چنین شرایطی به سر میبردند و احترام به دین اسلام و شخصیتهای مذهبی را مهمترین خصلت خود میدانستند.

بنابراین شرایط بسیار سخت بود. از یک سو روزهداری و از طرف دیگر یادگیری دورههای آموزشی که کوچکترین خطا تبدیل به بزرگترین فاجعه میشد و هرگز نباید این موضوع را فراموش میکردیم.

*مستشاران آمریکایی در چه قسمتهایی از نیروی هوایی حضور داشتند؟

آنان در همه جا بودند، اما مهمترین قسمت بخش نگهداری هواپیما و تجهیزات نظامی بود که به طور کل در دستان آنان قرار داشت و به ندرت اجازهی ورود نیروهای ایرانی را میدادند بنابراین ما نمیتوانستیم به طور مناسب و به خوبی از این وسایل و تجهیزات استفاده کنیم چون نحوهی کار با آن را به شکل کامل در اختیارمان قرار نمیدادند.

*پس از پایان دورهی آموزشی به کجا منتقل شدید؟

بعد از اینکه دورهی آموزشی به پایان رسید، با درجه گروهبان دومی به پایگاه ششم شکاری در بوشهر منتقل شدم آن زمان نیروی هوایی بهصورت تخصصی در مکانهای مختلف کشور مستقر شده بود تا بتواند در مواقع لزوم بیشترین کارایی را در پوشش هوایی داشته باشد لذا پرسنل این نیرو هر سه سال یک بار به مکانهای دیگر انتقال مییافتند بنده نیز از این امر مستثنی نبودم و بارها به جاهای مختلف از جمله پدافند هوایی تبریز، پدافند هوایی کیش، پدافند هوایی سمنان، پایگاه دوم شکاری تبریز و پدافند هوایی خارک اعزام شدم.

*مسئولیتهای شما در این پدافند و پایگاههای هوایی چه بود؟

بنده جزو خلبانان پروازی نبودم کار بنده بیشتر ستادی بود و بعضی مسئولیتهای خاص که در ستاد برعهدهی اینجانب گذاشته شده بود. مانند مسئول بازرسی، قضایی و دفتر ویژه.

* راجع به ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامی صحبت کنید؟

ارتش قبل از انقلاب اسلامی، فضایی خشک و سرد داشت فرماندهی مطلق در اختیار فرماندهان پایگاه بود و آنان هر طور که دلشان میخواست با پرسنل و نیروها رفتار میکردند. حتما باید نظرات و دستورات فرمانده حتی اگر به ضرر فرد یا جامعه بود به طور کامل اجرا میشد و کسی نمیتوانست از این دستور تعرض و کوتاهی کند وجود طبقات در بین نیروها و چندلایه بودن و طبقه بندی کردن پرسنل و علیالخصوص تبعیض موجب بدبینی شده و بروز مسائل حادی را به وجود آورده بود.

اما ناگفته نماند که ارتش از نظر دفاعی و نظامی قدرتمند بود با توجه به تجهیزات آن زمان، هیچ ترس و واهمهای در دل نیروها وجود نداشت و نظامیان ارتش همیشه برای مقابله با دشمنان در آمادگی کامل به سر میبردند در این بین، نیروی هوایی خودش را مستثنی از سایر نیروها میدید چرا که اگر به اول انقلاب برگردیم درمییابیم اولین نیروی نظامی که همراه با مردم با امام خمینی(ره) بیعت کرد و بر این بیعت پافشاری نمود، نیروی هوایی ارتش بود.

*حال و هوای شما در اول انقلاب چگونه بود؟

از آن روزها خاطرات بسیاری دارم اما یکی از بهترین لحظاتی که هرگز از یادم نمیرود، وقتی بود که برای مرخصی به خانه میرفتیم برای همرنگ شدن با مردم، مکانی را نزدیکی شهر در نظر گرفته و قبل از ورود به اردبیل، لباسهای نظامی را از تن بیرون آورده و تن پوش معمولی به تن میکردیم.

*در دوران خدمتتان آیا به پایگاه شما دستور داده شد تا در کنار گارد شاهنشاهی با مردم مقابله کند؟

بله، به هر حال وضع مملکت به شدت به هم ریخته بود و اوضاع برای رژیم پهلوی خیلی خیلی وخیم شده بود اما فرماندهان نیروی هوایی اعتنایی به این دستورها نمیکردند و میگفتند: «ما از ملت هستیم» حتی به خوبی در خاطر دارم که وقتی مردم تبریز به خیابان ریختند و با نظامیان درگیر شدند، به ما اجازهی خروج از پادگان داده نشد و فرماندهان نیروی هوایی با سرپیچی از دستورات مافوقان خود، با بیسیمهای مخابراتی به کل نیروها اعلام میکردند که «ما به انقلاب میپیوندیم» روی این اصل نیروی هوایی هرگز با ملت درگیر نشد. حتی خالی از لطف نیست اگر بگویم فرمانده آموزش هوایی در تهران به نیروهایش دستور درگیری با گارد جاویدان را داده بود به خاطر اینکه آنان به پایگاه حمله کرده بودند.

*رابطه ارتشیان نیروی هوایی با مردم و نیروهای انقلابی چگونه بود؟

همافران و سایر پرسنل نیروی هوایی همراه با مردم و کمیتهی انقلاب اسلامی ارتباط گستردهای را داشتند به طوری که در گشتهای شبانه، مقابله با ضد انقلاب و دیگر گروهکهای معاند با یکدیگر همکاری میکردند.

*در زمان جنگ تحمیلی در چه مناطقی حضور داشتید؟

در دوران دفاع مقدس در پدافند هوایی جزیره کیش حضور داشتم که در سال 61 به پدافند هوایی سمنان منتقل و بعد از آن به مدت یک سال در جزیره خارک انجام وظیفه کردم.

باید بگویم موقعیت خارک برای ایران اسلامی مسئلهای حاد و حیاتی بود چرا که کشتیها در آنجا نفت بارگیری میکردند و روانه میشدند در آنجا به صورت خستگی ناپذیری تمامی نیروها به صورت شبانه روزی و بیوقفه نگهبانی میدادند و همهی تحرکات دشمن را زیر نظر داشتند تا کوچکترین آسیبی به ایم موقعیت استراتژیک و مهم وارد نشود.

*چون شما در ارتش قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب حضور داشتهاید، این دو بازه زمانی را چگونه توصیف میکنید؟

شرح و توصیف چنین موضوعی در این مقال نمیگنجد، ضمن اینکه بنده در آن حد نیستم که بخواهم در مورد این موضوع صحبت کنم اما باید بگویم ارتش قبل از انقلاب به شدت نیازمند بیگانگان بود در عرصهی زمینی، دریایی و هوایی مدام مستشاران خارجی به کشور میآمدند و حضور آنان نیز خرج و مخارج بسیاری را بر روی دستان رژیم میگذاشت اما الان، خدا را شکر که از هر لحاظ به خودکفایی رسیدهایم.

در تمامی زمینههای نظامی در زمین، دریا و هوا نظامیان ایران دست به اکتشافات بسیار بزرگی زدهاند که هر یک از آنها جایگاه ویژهی خود را در مباحث دفاعی دارد ما امروز به جایی رسیدهایم که مزدوران آمریکایی را درست در لحظه ورود به خاک میهن دستگیر میکنیم.

این در حالی است که اکنون رژیم آل سعود با استفاده از مستشاران آمریکایی و مشاورین نظامی اروپایی خود هنوز هم در شکست دادن کشور یمن کاری از پیش نبرده است.

باید بگویم اگر انقلاب اسلامی نبود و همچنان ما در دوران شاهنشاهی به سر میبردیم، شاید وضعمان از رژیم آل سعود و برخی کشورهای عربی بدتر بود و هنوز هم محتاج بیگانگان بودیم تا ما را در دفاع از کشورمان یاری کنند اما امروز به یاری ارتش قدرتمند، سپاهیان قهرمان و بسیج مردمی هیچ کشوری نمیتواند حتی به فکر تعرض به کشور اسلامی ایران بیفتد چه برسد به اینکه بخواهد آن را در عمل نشان دهد.

در واقع علاوه بر تجهیزات و امکانات نظامی موجود که با همت دانشمندان و نظامیان به دست آمده است، نباید قدرت ایمان ارتشیان، سپاهیان و بسیجیان غیور را نادیده گرفت، چرا که با همین قدرت ایران هشت سال در برابر حملات گستردهی رژیم بعث عراق و مزدوران ایستادگی کردیم.

*آیا بین نیروهای مسلح ایران همبستگی وجود دارد؟

نه تنها بنده بلکه تمامی ملت بزرگ ایران همبستگی و وابستگی نیروهای مسلح را مشاهده و ملاحظه کرده و از صمیم قلب بر آن باور دارند هیچکس نمیتواند اذعان کند که در ایران کدام نیروی مسلح در نوک پیکان قرار دارد، چرا که ارتش، سپاه و بسیج؛ همگی در یک خط و با یک هدف مشترک زیر نظر ولی فقیه و فرمانده کل قوا حرکت میکنند و هیچ یک بر دیگری برتری نداشته و ندارد ما با گوشت و پوست و استخوان خود از میهن اسلامی دفاع کرده و با همه وجود بر وجود تمامی نیروهای مسلح افتخار میکنیم.

*نظر شما در مورد دفاع از سایر کشورهای اسلامی چیست؟

دین و مکتب اسلام به مسلمانان اجازه داده ضمن حفظ و حراست از حریم کشور اسلامی خود، در هر کجای دنیا اگر مظلومانی را ببینند که به او ظلم میشود، باید به داد آنها برسند بنابراین این مکتب موجب شده که امروز ما از ملت مظلوم فلسطین، یمن، بحرین، عراق، سوریه و سایر کشورهای مستضعف حمایت کنیم.

بنده به عنوان یک فرد نظامی و همچنین ولی شهید، جهت دفاع از هر نقطه ایران اسلامی و یا دفاع از حرمین شریفین امامان(ع) و حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) آماده و حاضر هستم؛ چرا که مشتاقم هرگز مرگ عادی نداشته و مرگم شهادتم باشد.

*در صورت امکان در خصوص فرزند شهیدتان نیز چند جملهای صحبت کنید؟

در مورد خصوصیات فرزند شهیدم که یگانه فرزندم بود باید عرض کنم که ایشان پس از پایان تحصیل جهت خدمت مقدس سربازی کارت معرفی دریافت و دورهی آموزشی خود را در سال 1384 در اصلاندوز اردبیل به پایان رساند پس از دورهی آموزشی، من مشتاق بودم که چون تک فرزند بود و بنده نیز نظامی بودم، بقیه خدمتش را در اردبیل به انجام رساند ولی او این تقاضای مرا قبول نکرد و گفت «هر کجای ایران کشور ماست و به سرباز نیاز دارد اگر همه ما به اردبیل بیاییم پس جاهای دیگر کشور چه کسانی خدمت کنند؟»

در نهایت ایشان به ماکو اعزام و در شهرستان شوط مشغول خدمت شد به هر حال آن زمان، گروهکهای پ.ک.ک و پژاک این منطقه را خیلی ناآرام کرده بودند به همین منظور نیروی انتظامی و دیگر دستگاههای نظامی و امنیتی نیز با انجام گشتهای شبانه سعی در ایجاد امنیت در منطقه را داشتند.

فرزندم ابراهیم در دهم فروردین ماه 85، در محل یولاگلدی به اتفاق تعدادی از بسیجیان جهت امنیت آن منطقه مشغول خدمت بودند که توسط افراد مسلح، پاسگاه آنها مورد حمله قرار گرفت و در این درگیری پسرم همراه با دو بسیجی دیگر به درجهی رفیع شهادت نائل آمدند.

--------------------------------------

مصاحبه از: محمدحسین حسینپور

--------------------------------------

انتهای پیام/2122/ر40/

http://fna.ir/B5CN6Z

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: يکشنبه 29 فروردين 1395 ساعت: 7:35

صفحه بندی