مردمی که به خاطر تکه نانی از مطالبه خود دست کشیدهاند و مظلوم ماندهاند آیا میبایست از مظلومیتشان سوءاستفاده شود.
به گزارش خبرگزاری فارس از بندرخمیر، بندرخمیر در 80 کلیومتری غرب بندرعباس و در امتداد ساحل با شهرت جنگلهای سبز حرا در میان آبهای شور و نیلگون خلیج فارس واقع است. این شهر جایی است که قدمت دیرینهای دارد اما دیدهگان مردم دریادل این دیار نیز پر از غبار است.
گرد و غبارهای معلق در هوا همیشگی است و خیال تمام شدن ندارد. در 4 کیلومتری این شهر چسبیده به روستای لشتغان دودهایی ناشی از کارخانه سیمان بندرخمیر در امتداد آسمان شهر در جریان است، دودهایی که تا ارتفاع زیادی بالا رفتهاند و سپس بهطرف شهر سرازیر میشوند.
تصویری که در آسمان این شهر کوچک ناشی از کارخانه سیمان نمایان است را فقط میتوان در کشورهای صنعتی بسیار بزرگ روئیت کرد در حالی که با پیشرفت علم دیگر در همان کشورهای صنعتی هم خبری از آلودگی نیست.
برای مردم این حوالی آلودگیهای این شرکت علاوه بر ایجاد آلودگیهای زیست محیطی و جوی، مشکلات زیادی را برای مردم به بار آورده است و سلامتی کودکان را به مخاطره انداخته است.
در سایت این شرکت نوشتهشده است، این کارخانه دارای ظرفیت تولید یک میلیون 800 هزار تن کلینکر در سال میباشد اما با توجه به نیاز بازارهای مصرف قادر به تولید و تحویل میلیون 2 تن انواع سیمان پرتلند تیپ I و II و پوزولانی بوده و در رده چهارم کارخانههای سیمانی کشور قرار دارد.
شرکت سیمان بندرخمیر سال 1362 تأسیس شده است اما خط اول تولید آن در سال 1376 و خط دوم تولید در سال 1378 راهاندازی شده است.
هر چند گفته شده است، بهمنظور جلوگیری از انتشار گرد و غبار و دیگر آلایندهها و حفظ محیط زیست، خط تولید این شرکت مجهز به تعداد 7 دستگاه الکتروفیلتر و تعداد زیادی فیلترهای کیسهای مطابق با آخرین استانداردهای زیست محیطی جهان میباشد اما باز هم شاهد آلودگیهای وسیع این شرکت هستیم.
بسیاری از اهالی بندرخمیر مطمئن نیستند که نظارت دقیقی در این مورد بهعمل میآید. علاوه بر ترافیک جادهای و بالا رفتن میزان تصادفات جادهای که توسط اتومبیلهای حمل سیمان صورت میگیرد خطرات جدی ناشی از آلودگی مردم این شهر ساحلی را آزار میدهد.
یکی از زنان اهالی بندرخمیر از پسرش میگوید که ناچار است همه روزه از خیابانی که در جوار کارخانه سیمان است عبور کند تا خود را به مدرسه برساند، محمد تقریباً خانهشان چسبیده به کارخانه است و عصرها دود غلیظ ناشی از کارخانه روی خانهشان سایه میافکند.
او و دانشآموزان دیگر همه روزه باید از بزرگراه عریضی که مملو از کامیونهای سنگین است عبور کنند تا به مدرسه راهنمایی برسند. پدر محمد در یک شرکت سیمانپرکنی کار میکند از این شرکتها در اطراف کارخانه زیاد پیدا میشود و بعضی از این شرکتها سیمان را بهصورت یکجا میخرند و در کیسههایی توسط کارگرانی چون پدر محمد پر میشود و بعضیها سیمان را از کارخانه میخرند و به ماشینها و رانندگان میفروشند. هر چند درآمد دلالان بد نیست اما درآمد پدر محمد اندک است.
چندی پیش دانش آموزان یک مدرسه از آلودگیها شکایت کردند و معصومه ابتکار رئیس سازمان محیطزیست کشور دستور رسیدگی و پیگیری داده است.
حال سؤال اینجاست آیا با وجود آلودگی شدید هوا و وجود ریزگردها در استانهای جنوبی آیا کسی میتواند از میزان آلودگی کارخانههایی چون سیمان خمیر بکاهد؟
کارخانهای که مدیران ارشد آن در تهران سکونت دارند آیا از حال مردم این منطقه و دردسرهای آن برای اهالی باخبر هستند؟
مسؤولان بلندپایه کشور میبایست نظارت بیشتری را در این زمینه اعمال کنند. مردم بندرخمیر در مظلومیتی خاص بهسر میبرند، آنها را دریابید.
مردمی که به خاطر تکه نانی از مطالبه خود دست کشیدهاند و مظلوم ماندهاند آیا میبایست از مظلومیتشان سوءاستفاده شود. آیا اگر این کارخانه در جوار یکی از شهرهای دیگر کشور قرار داشت باز هم مدیران آن جرات به تولید آلودگی میکردند؟
قضاوت با شما!
انتهای پیام/3264/ر40/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان