خرید بک لینک

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، سخنرانیهای پر شور و هیجان و مردمی که از صمیم قلب باورش داشتند... آخر محمدعلی تمام قد خود را فرزند ملت و سرباز ولایت میخواند و آرزوهای ناتمام و آرمانهای مقدساش را فریاد میکرد و با دستهای خالی، چهرهای گشاده ... تنها پشتوانهاش خدا بود.

سال قبل بود که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به دیدنم آمده بود. تازه داشتم از کلاس خارج میشدم که محمدعلی بعد از تعارفات معمول گفت «برای دیدنت آمدهام» گوشهای خلوت کردیم و مشغول درد و دل.

محمدعلی از دغدغهها و نگرانیهایش میگفت از مردم پابرهنه و مظلوم و .... آرمانهایی مقدس که فقط در کتابها و مقالات دیده و شنیده بودم خندیدم و گفتم: حسینزاده نکند قصد مجلس کردی؟! چشماش برقی زد و لبخندی زد و گفت «بغض مردم را باید کسی فریاد کند!»

خیلی جدی گفتم: میدان انتخابات عرصه کثیفی است پول میخواهد مرد !! و البته دروغ و دغل ... عالم واقع با فضای کتابها و مقالهها فرق میکند اما سینهاش را جلو گرفت و گفت «درد مردم را بدون پول هم میشود فریاد زد من ... من خودم درد کشیدهام، من سرباز ولایتم ... توکل به خدا میکنم.»

مرحوم حسینزاده سرباز انقلابی دیار آذربایجان با چهرهای همیشه خندان و دلی پاک و ایمانی راسخ در میان شماتت ناباوران آرمانش را فریاد کرد و در این راه تبلیغات مسموم و هجمه سنگین زر و زور را به جان خرید و به زبانی خیلی ساده درد محرومان را فریاد زد و توانست در دل مردم جا خوش کند، بدور از پوسترها و تجملات رنگارنگ ...

دکتر حسینزاده که به باور او خدمت به محرومان سرلوحه آیین حق و عدالت است با این چنین نیتی پاک و خالص به لقاالله پیوست و چقدر زود ... اما اندیشه و آرمان مقدساش را برای دوستان و دوست دارانش به یادگار گذاشت.

انتهای پیام/60002/ع30

http://fna.ir/2KLXPH

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 20 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:20

صفحه بندی